جايي که راه نيست خدا راه مي گشايد
امام علي (ع) :
کار نيک را با منت باطل مکن
افت تحصيلي :
افت درلغت به معناي افتادن،نقصان،کاستي وکاهش است واصطلاح آموزشي آن افت تحصيلي است که
در معناي عام به مردودي دانش آموزان و تکرار پايه ي تحصيلي اطلاق مي شود .
افت تحصيلي را مي توان به دو دسته تقسيم کرد :
الف ) افت تحصيلي آشکار ( کمي ) : به تعداد آمار مردودي هر پايه و تکرار آن اطلاق مي شود.
ب ) افت تحصيلي پنهان ( کيفي ) :
افت تحصيلي پنهان ( کيفي ) به دو دسته تقسيم مي شود :
الف:شامل دانش آموزاني مي شود که براي جلوگيري ازمردودشدن با توسل به شيوه هاي مختلف
اقدام به گرفتن نمره نموده و جان به سلامت مي برند که ممکن است ضعف خود را درپايه هاي بالاتر
نشان داده و يا آن را جبران کنند .
ب : افت را اگر به معناي کاهش بگيريم هرگونه کاهش در رسيدن به اهداف آموزش و پرورش اعم از
علمي و تربيتي و پرورشي افت محسوب مي شود که به چند مورد اشاره مي شود :
1-يکي ازاهداف آموزش و پرورش ساختن افرادي است که بتوانند با استفاده از آموخته هاي خود بر
مشکلات فائق آيند بنا براين وجود مشکلات خانوادگي ، اجتماعي ،اقتصادي ،سياسي و .....و ناتواني
افراد براي غلبه بر آنها نوع ديگري از افت تحصيلي را نشان ميدهد .
2- ا هداف آموزش و پرورش در هر جامعه اي انتقال ميراث فرهنگي جامعه به نسل هاي بعدي است بنا
براين به همان تعداد که درجامعه اي افراد بي توجه به ارزش هاي فرهنگي جامعه وجودداشته باشد
يا به همان نسبت که ارزش هاي فرهنگي در درون افراد نهادينه نشده باشد ( افت ارزش ها) آموزش و
پرورش در رسيدن به اهداف خود دچار افت گرديده است نمونه هاي آن تقلب کردن دانش آموزان در
جلسه ي امتحان – رواج دروغ گوئي در جامعه – ريا – فريبکاري – غيبت ............
3- به هر ميزان جامعه اي تا رسيدن به مرز خود کفائي فاصله داشته باشد افت روشها ي آموزش را در
حدي که وظيفه ي آموزش و پرورش است نشان مي دهد زيرا با 12 سال که افراد اعم از زن و مرد در
مدرسه مي گذرانند چنانچه نظام آموزشي پويا و ازانعطاف لازم بر خوردار باشد بايستي بتواند افرادي
را تربيت کند که ضمن آنکه گليمخود را ازآب مي کشند به رفع نيازهاي جامعه کمک کنند
از علل افت تحصيلي :
1- نا پايداري مدارس (تعويض مکررو هر ساله ي کادراداري وآموزشي مدارس که امکان برنامه ريزي
منسجم و چندين ساله را نمي دهد )
2- عدم کارائي مشاورين مدارس (محدود شدن وظيفه ي مشاوره به هدايت تحصيلي صرف که آنهم به
درستي انجام نمي گيرد )
3- کمبودفضا و تجهيزات وساعات کارگاه و آزمايشگاه و کمررنگ شدن نقش آزمايش در تدريس و اکتفا
کردن به تئوري .
4-عدم استفاده ازتکنولوژي هاي روزدرآموزش(سي دي هاي آموزشي-ويدئو پروژکتور-
فيلم هاي آموزشي)
5-بي هويت شدن مدارس متوسطه باعمومي شدن سال اول وجداکردن سال آخربه
عنوان پيش دانشگاهي.
6- مديريت خود محور و غير مشارکتي مدارس و بي توجهي به نظر معلمان در انتخاب مديران
7- کاربرد روشهاي تدريس غير فعال و سنتي که باعث خستگي دانش آموزان و بي تحرکي آنها و فعال
نشدن فکر و ذهن آنها مي شود .
8- عدم ثبات در اهداف و روشها ي آموزشي و پرورشي که با تغيير دولت ها به يکباره کل سياست گذاران
و به تبع آن سياست گذاري ها عوض مي شود .
9-وضعيت معيشتي نا مطلوب معلمان که باعث دو شيفته کار کردن و يا دو شغل بودن آنها مي شود و
باعث مي گردد با روحيه ي مناسب در کلاس درس حاظر نشوند .
10- بي انگيز ه بودن معلمان نسبت به مطالعه و در نتيجه تکرار مکرر مطالب بدون ايجاد جاذبه ي جديد
براي دانش آموزان .
11- عدم بکار گماردن مديران آموزشي کار آمد که دوره هاي خاص مديريت آموزشي را علاوه بر رشته ي
تخصصي خود گذرانده باشند در سطوح مختلف مديريتي .
12- کمبود فوق برنامه هاي موثر و محدود شدن فوق برنامه ها به برگزاري تعداد مسابقه ي
احکام و........ ( ناکار آمدي معلمان پرورشي)
13- جدا کردن امور آموزشي و پرورشي که معلمان فقط به مسائل آموزشي مي پردازند.به نظرم
آموزش تربيتي توسط معلما ن هنگام تدريس بيشتر تاثير گذار خواهد بود تا توسط معلمان پرورشي .

يک نکته از اين معني :
رفا ه و راحتي در گرو تلاش و کوشش است :شاعر چه زيبا گفته :
مکن ز غصه شکايت که در طريق طلب
به راحتي نرسيد آنکه زحمتي نکشيد
براي اندازه بزرگتر رو تصوير کليک کنيد

جاده جنگلي بهشهر