بسياري از ما معلمان نمي دانيم وقتي شاگردان ما با احساسات يا
مسائلي روبرو مي شوند چه بايد بکنيم . به روي خودمان نياوريم و
اميد وار باشيم مساله خودش حل شود . نزد مشاور بفرستيم . رفتار
وي را با تهديد و تنبيه سرکوب کنيم و.......بطور يقين مسائل دانش
آموزان نمي تواند در خانه بماند شکي نيست آنرا به مدرسه مي آورند
وقتي به مدرسه آورده شد بطور جدي مخل فرايند يادگيري ست و
گاهي عمل يادگيري را غيرممکن مي سازد با آگاهي از منشا
اينگونه رفتارها مي توان براي شناخت علل آنها اقدامات مناسب به
عمل آورد هر معلمي بايد از شيوه هاي گوناگون مقابله با مشکلات
مديريت کلاس آگاهي کامل داشته باشد شايد نظرات کيندزواتر و تابر
بتواند در اين زمينه کمک مان کند :
کيندز واتر :
معلمان مي توانند با بيان انتظارات خود در اولين روزهاي آغاز سال
تحصيلي ويا دراولين جلسه کلاس درس به بهترين شکلي بامشکلات
عاطفي دانش آموزان روبرو شوند البته معلم بايد انتظارات خود را در
قالب جملات مثبت ومحبت آميز بيان کند تا دانش آموزان در يابند که اين
انتظارات ماهيت تنبهي ندارند بلکه بخشي از مقررات عادي يک کلاس
هستند
تابر:
معتقد است ما بعنوان معلم در مورداين عوامل کار زيادي نمي توانيم
انجام دهيم مامي توانيم آن سلسله عوامل درون مدرسه راکه سبب
تمايل دانش آموزان به ياد گيري مي شود مورد بحث قرار دهيم . وي
به پيشنهاد هايي در اين خصوص اشاره مي کند :
توجه داشتن به دانش آموزان محيط کلاس رابنحو مطلوب سازماندهي
کردن درصورت امکان برخي ازرفتارهاي ناشايست را ناديده گرفتن به
دانش آموزان در يافتن راه حل مشکلات شان کمک کردن - بدرفتاري
دانش آموزان را به خود ارتباط ندادن - به دانش آموزان مسئوليت هايي
در حد توانشان واگذار کردن .
بنا براين :
تفاوت هاي فردي دانش آموزان ومسائل ومشکلاتشان سبب ميشود
که در هنگام بروز مشکل بايد بااين دانش آموزان متناسب با مقتضيات
زماني وشرايط و روحيه ي آنان و جو کلاس راهکار مناسبي به کاربرد
و رويکرد مناسبي جهت حل مشکل اتخاذ کرد .
نکته مديريتي :
مديريت استفاده از قدرت و زور نيست
بلکه
قدرت دادن به زير دستان است